شعربافی هنر کاشان

تعریف شعربافی

« شَعر » به معنای موی باریک و موی انسان یا حیوان است و به بافنده آن شعرباف یا شربافی (به فتح شین) (Shar Baf) میگویند. (لغتنامه دهخدا، ذیل واژه شَعر) شعربافی از جمله هنرها و صنایعی است که حدود ۳۵۰ سال پیش، به وسیلۀ دستگاهی انجام میشد و در هر کوی و برزن، مردم به این کار مشغول بودند و « ماکوپران » به نام از طریق آن، امرار معاش میکردند. گفتنی است که در گذشته، (تا حدود ۵۰ سال پیش) بافندگی با دستگاه شعربافی، بسیار دشوار بوده و تنها از عهده جوانان بر می‌آمده‌است. اما یکی از شَعربافان قهار آن دوره به نام حاج حبیب الله خادم قطعه‌ای را به این دستگاه اضافه می‌کند که کار با آن را بسیار ساده‌تر می‌نماید. این قطعه چک (با فتحه حرف چ) نام دارد و ساختار ساده‌ای دارد.ایشان هم اکنون در قید حیات بوده و ۹۰ سال سن دارند.

 

شَعر در بافندگی، نوعی پارچه است که با ابریشم بافته می شود . بافت این پارچه توسط دستگاه نساجی چهار وردی انجام میگیرد. در بافت این پارچه که به دو شیوه ساده و میلهای راه راه بافته میگردد، از نقشۀ خاصی استفاده نمیشود . شعر ساده در رنگهای بنفش، زرشکی، مشکی، زرد، بادنجانی، سبز و گلی در عرض و طول دو متر برای لباس خانمها، و شعر میلهای به رنگ سیاه و سفید، به عرض دو متر و طول یک و نیم متر برای لباس آقایان بافته می شد. درجِ نام بافنده با نشان طلایی در سر و ته پارچه در کارگاههای بافندگی رایج است. بافت شعر ابریشمی نیز در کاشان و نوع پشمی آن در یزد و اصفهان رایج بوده است.

 

این هنر باستانی و همیشگی که در قرون اولیۀ اسلامی، جو لاهی و بعدها شعربافی نامیده میشد، در عصر سلاجقه به موازات ترقی عظیمی که در همۀ صنایع پدید آمد، به حداکثر رونق و ترقی بی سابقه ای رسید. با آنکه از منسوجات آن دوره آثار چندانی باقی نمانده، دانشمندان باستانشناس از قراین و امارات معتبر، چندین قطعه پارچه های بافت یک نوع کاشان را تشخیص داده اند؛ از آن جمله یکی از محققین این فن می نویسد  :

 

« پارچۀ دیگر هست که منسوب به شهر کاشان است و در آن اشکال و رسومی دیده میشود که رابطۀ بسیار قوی با اشکال افسانه ای قبل از اسلام دارد و از جمله آن ها گل آفتابگردان و اشکال اسب هایی است که غلاف شمشیر مقدس از پهلوی آن ها آویزان است. در یکی از این نوع پارچه ها، تصویر دو سوار دیده می شود که درختی میان آنهاست و هر یک از آنها بازی در دست دارد و در زیر اسب هر کدام، شیری خفته است و این اشکال در منطقه هایی محدود به دو حاشیه می شود . در پارچۀ دیگری از همین نوع، تصویر کرکس دو سری با بال های گشاده دیده میشود که میان آن ها سر تاجداری است و در دو طرف آن شکل شیر بالداری دیده میشود» (صنایع ایران بعد از  اسلام، ص ۲۳۳)

 

 تاریخچۀ شعربافی شهر کاشان

سابقۀ هنر نساجی به حدود هشت هزار سال پیش از میلا د می رسد . بر اساس نقش برجسته های موجود از زمان هخامنشیان و اشکانیان، بافت پارچه های نفیس در ایران رایج بوده و در زمان ساسانیان به اوج شکوفایی خود رسیده است . این صنعت پس از ظهور اسلام نیز همچنان پر رونق بوده است. در کاشان نام پارچه بافی با شعربافی مترادف است. دست بافته های محلی مانند دارایی بافی، ترمه بافی و مخمل بافی و … که با دستگاههای دو وردی و چهار وردی بافته میشوند، نیز با این نام خوانده میشوند.

 

شعربافی یا ابریشمبافی کاشان از زمان رشیدالدین فضل الله شروع شد . زمانی که او  یک سری صنایع را در ربع رشیدی، احیا و منسجم کرد، یک سیستم بازرگانی راه اندازی و معروف شد . رشیدالدین « طراز » کرد که سالها بعد از دوره سلجوقی و ایلخانی به فضل الله، این طراز را با نظارت حکومت و همکاری تجار محلی شوش و شوشتر، و نیز کاشان و خوارزم اداره می کرد و در نهایت هم تجار سهمی از این تجارت داشتند و هم مبالغ کلانی به خزانۀ مملکتی میرسید، به گونه ای که در آن تاریخ بیشتر خزانۀ کشور از تجارت پارچه و نساجی انباشته میشد.

از مشخصات پارچه های کاشان در عهد سلجوقی ، نقش و نگار آن هاست که با تصاویر ظروف سفالی آن عهد یکسان میباشد. همچنین نقوشی مانند خرگوش در حال دویدن دیده میشود که اختصاص به مصنوعات کاشان داشته است . (ر.ک: تاریخ اجتماعی کاشان، ص ۲۱۵)

 

در سده هفتم هجری، هنگامی که مارکوپولوی ایتالیایی به کاشان آمد، مخمل و سایر منسوجات ابریشمی این شهر، چنان مشهور و ممتاز بود که توجه او را کاملاً جلب کرد. (میراث ایران، ص ۴۹۵) .

 

در دوره مغول بر اثر ارتباط مستقیم با صنایع چین، تغییرات مهمی در طرح های بافندگی و نقوش منسوجات به وجود آمد و صورت حیوانات افسانه ای مانند اژدها، عنقا و سیمرغ و غیره روی پارچه ها نمودار گردید. از حیث تنوع و جنس و مقدار تولید نیز ترقی و افزایش محتوایی یافت تا آنکه در دوره تیموریان، منسوجات کاشان رونق و پیشرفت به سزایی یافته، کارخانه های این شهر، منسوجات خود را به اطراف و اکناف عالم اسلامی صادر مینمود (صنایع ایران بعد از اسلام ،  ص ۲۳۹)

 

صنعت نساجی در اوایل عهد صفویه، بیش از پیش رو به توسعه، تنوع و ترقی گذاشت، و در سده دهم و یازدهم به خصوص در عصر شاه عباس اول، به اوج تکامل خود یا دوره درخشان و طلایی صنایع کاشان رسید، چنانکه به عقیده آندره گدار، مدیر کل باستانشناسی سابق ایران : «ترقیات شگفت انگیز و موفقیت های شایان صنایع کاشان  در سده های ششم و هفتم هجری، بار دیگر نیز در سده های دهم و یازدهم، یعنی همزمان با ترقی و تمدن باشکوه اصفهان با مقیاس وسیع تری در کاشان تجدید شد» (همانجا)

 

در این دوره، انواع و اقسام منسوجاتی که هر یک هم کارگران و هم دستگاه و ابزار مخصوصی داشت، بسیار متنوع و دامنه دار بود. مؤلف زینت المجالس در همان عصر مینویسد : « حرفۀ شعربافی در کاشان رواج تمام دارد و وضیع و شریف مرتکب آن میگردند، زیرا که هیچ یک از صنایع قدیمه به قدر این صنعت، دارای دستگاه های متعدد تابع آن و کارگران فنون گوناگون وابسته به رشته های متعلق به شعربافی نبوده است .بدین سبب، بیشتر اهالی این شهر از زن و مرد و بزرگ و کوچک، هر یک به نوعی در کار شعربافی شرکت میکردند. جهانگردان اروپایی آن عصر، همگی از منسوجات ممتاز و متنوع کاشان توصیف بسیار کرده اند؛ از جمله توماس هربرت انگلیسی می نویسد: “مصرف ابریشم کاشان برای بافتن پارچه های مخمل و زری زربفت به قدری زیاد است که کارترایت انگلیسی که در حدود ۱۶۰۰میلادی در آن جا اقامت داشته، جداً معتقد است که مصرف سالیانۀ ابریشم کاشان، زیادتر از مصرف یکسالۀ ماهوت لندن است و هنر عالی تر آنها رنگ آمیزی پارچه های ابریشمی و کتان و دیگر گل و بوته هایی که از چرم میسازند، میباشد” » (سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس، ۱۶۲/۱)

 

تاورنیه فرانسوی گوید : « در کاشان، عده کثیری صنعتگر و کارگر ابریشم کار هست که خیلی خوب کار میکنند. زری های خوب از طلا و نقره میبافند که بهترین زری های ایران است.» (سفرنامه تاورنیه، ص ۵۹۶)

 

 شاردن، جهانگرد و ایرانشناس فرانسوی نیز مینویسد : « اساس ثروت و حیات مردم کاشان از صنایع نساجی و ابریشم بافی و تهیۀ قطعات زربفت و نقره بافت تشکیل شده است. در هیچ یک از بلاد ایران، مصنوعات مخمل و ساتین و تافته و ابریشم و قطعات زربفت و نقره بافت، و زری های ساده و گلدار ابریشمی بیشتر از کاشان و حومۀ آن تهیه نمیگردد. تنها در یکی از نقاط حومۀ شهر هزار کارگر ابریشمباف وجود دارد. این آبادی که آران نام دارد، در فاصلۀ دو فرسخی شهر می باشد، و از دور همچون شهر زیبایی جلوه گر است و دارای دو هزار باب خانه باغچه و ششصد باغ زیبا میباشد» (سفرنامه  شاردن، ص ۸۵)

از دوره مشروطیت به واسطۀ اوضاع آشفته و پرآشوب کاشان و ناامنی راه های آن، که قریب پانزده سال در اختیار یاغیان قرار گرفت، کمتر کاروان و مال التجاره ای از دستبرد راهزنان در امان بود، به اجبار صنعت شعربافی متوقف گردید، مگر در معدودی از کارگاه ها که پارچه های پنبه ای برای مصارف محلی بافته میشد . طبق آماری که از سال ۱۲۹۸ (پس از رفع غائله نایب حسین) در دست هست، از مجموع هفت هزار دستگاه های شعربافی قدیم، فقط ۷۵۰ کارگاه پارچه پنبه ای (وطنی باف ) و ۲۶۲ کارگاه ابریشم باف دایر بود که مصرف ابریشم سالیانۀ آنها ۱۱۱۷۴ من تبریز میگردید و قریب به شش هزار دستگاه دیگر آن در طی انقلاب های گذشته از میان رفته بود . از آن تاریخ به بعد، وضع بافندگی دوباره رو به بهبودی نهاد، تا آنکه در سال ۱۳۲۷ شمسی طبق ممیزی دقیق مالیاتی که به عمل آمده، تعداد دستگاه های وطنی باف به دو هزار و کارگاههای ابریشمی به پانصد عدد رسیده بود. (ر.ک: فرهنگ جغرافیایی ایران، ص ۲۲۳)

 

در دوران حکومت قاجاریه، صنعت ابریشم شکوفایی خود را از دست داد . بیماری که در سال ۱۸۴۵ در فرانسه ظاهر شده بود، به ایران نیز راه یافت و پبرین (pebrine) تخم نوغان در ایتالیا و اسپانیا به نتیجه نرسید. پس از آن، اروپاییان برای تهیۀ این ماده اولیۀ صنایع ابریشمی خود به رومانی، ترکیه، ایران، چین و ژاپن مراجعه کردند. اروپاییان که در گیلان مستقر شده بودند، با وارد کردن تخم نوغان ژاپنی، باعث پرورش این نوع تخم نوغان در ایران و رواج و گسترش آن شدند . در این ارتباط، احداث کارخانۀ ابریشمکشی، اولین بار در زمان ناصرالدین شاه مورد توجه قرار گرفت. در زمان سلطنت احمد شاه قاجار، بیش از صد واحد کارخانه در گیلان تأسیس یافت و رشت به تنهایی، صاحب بیش از چهل دستگاه ماشین برای خفه کردن و خشک کردن پیله بود . در لاهیجان نیز کارخانه هایی به همین منظور تأسیس شده بود . (ر.ک: صنعت نوغان در ایران، ص ۲۶ و ۲۸)

 

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ، جهت احیا و بازسازی نوغان داری و صنایع ابریشم، که علاوه بر تأمین سطوح وسیع اشتغال، ترغیب صنایع مهم صادراتی و کارگر قالیبافی در سطوح روستایی و فراهم آوردن امکانات مالی و اقتصادی لازم در راه بهبود زندگی طبقات محروم کشاورزی و تأمین ارز مورد نیاز کشور می توانست مؤثر باشد، اقدامات مختلفی صورت گرفت که سرانجام به تشک یل شرکت سهامی مطالعات و تحقیقات پرورش کرم ابریشم ایران انجامید.

 

بر اساس کتاب صنعت نوغان در ایران، نوشتۀ جعفر خمامیزاده، رشتۀ ابریشم بافی کاشان در حدود سال های ۱۳۷۲ ، حدود ۷۰۰ نفر به کار تولید محصولات ابریشمی مشغول بوده اند. طبق آماری که در همین سال به دست آمده است، از چهارده محله کاشان به اسامی محله های سنگ پلویی، سوریجان، سلطان میر احمد، سرفره، کوشک سفید، گریچه، گل چقانه، ترکآباد، طاهر و منصور، میان در بهو، میدان ولی سلطان، گذر شیخ، گذر حاجی و درب فین، در هر محله حدود ده کارگاه و به طور متوسط پنج دستگاه بافندگی در هر کارگاه، به کار شعربافی اشتغال داشته اند. بافندگان علاوه بر بافت ابریشم، اکثر کارهای مربوط به این امور را نیز خودشان انجام میدادند.

 

صنعت نوغان و تجارت ابریشم در کاشان

 صنعت نوغان، عبارت از پرورش کرم ابریشم به کمک تغذیه برگ توت، به دست آوردن پیله، خفه و خشک کردن پیله، به دست آوردن ابریشم از پیله ها و جفت گیری و تخم ریزی پروانه ها برای اخذ تخم نوغان است.

 

ابریشم به عنوان ماده اساسی شعربافی، دارای قدمت و پیشینۀ تاریخی است و برخی قدمت آن را به دوران ایوب پیامبر(ع) نسبت داده اند.  همچنین نشانه هایی از صنعت ابریشم در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح در چین وجود داشته است.

 

در گذشته، جاده ابریشم از چین آغاز و سراسر سمرقند، بخارا، مرو، هندوستان، افغانستان، ایران، آذربایجان، عراق و ترکیه را در می نوردید و ابریشم به عنوان صنعت مهم آن دوران، منشأ ارتباط فرهنگ ها ، اقوام و جوامع انسانی بود . بر این مبنا، دستگاه های بافندگی از دوران قدیم برای بافت پارچه های ابریشمی شکل گرفتند و از گذشته های دور، فن هنر شعربافی به عنوان هنری اصیل برای تأمین نیازهای مادی مانند پوشش و اغنای روح زیبایی پرستی انسان پا به عرصۀ وجود نهاد.

 

بیشتر آگاهی هایی که درباره ابریشم از دوران باستان در دست است، با جاده ابریشم پیوند خورده است؛ جاده ای که در دوران رونق خود از جنبه های مذهبی و تجاری برخوردار بود. این جاده در حقیقت، شبکه ای از راههای خطرناک بود که برای راهبان و زواری که تعالیم بودا را بین هندوستان و چین انتقال می دادند و حتی تجاری که طلا، پشم، اسب، سنگ یشم و شیشه را با ابریشم مبادله می کردند، مخاطرات عمده ای در بر داشت. جاده ابریشم، مراکز قدیمی تمدن ایران را که در مسیر آن قرار داشتند، به هم متصل میکرد؛ این جاده همواره در صنعت ابریشم جهان، آثار شاخصی بر جای گذاشته و سوابق تجاری و فرهنگی گذشتۀ دو کشور بزرگ چین و ایران از طریق این جاده  ، مبادله شده است. (ر.ک: صنعت نوغان در ایران، ص ۱۳ و۱۴)

 

شهرستان کاشان، یکی از نواحی ابریشم خیز کشور بوده که بارها تولید و تجارت آن به کسادی و رونق برخورد کرده است. این صنعت ظریف که از قدیم الایام به وسیلۀ تخم نوغان بومی کاشان انجام میگرفت، بر اثر انتشار بیماری کرم ابریشم به خطر افتاد، لیکن در سال ۱۲۸۳ با تخم نوغان ژاپنی که نتایج خوبی داشت، مقدار تولید ابریشم رو به افزایش نهاد. در کتاب تخم نوغان در ایران آمده است : « فعلاً در ناحیۀ کاشان ۳۰۰۰ قوطی تخم  نوغان نژاد عثمانی را پرورش می دهند و ۶۰ الی ۷۰ کیلو پیلۀ تر، که ۶۰۰۰ کیلو ابریشم به دست میدهد، حاصل برمیدارند. چون این مقدار به هیچ وجه کفاف مصارف نساجان بومی را نمی دهد، مقدار زیادی ابریشم خام از گیلان و مازندران و خراسان وارد میکنند. پرورش تخم نوغان و ابریشم کشی کاشان در اواسط قرن حاضر رو به کاهش نهاد و تا آنکه یکباره متروک گردید» (تاریخ اجتماعی کاشان، ص ۲۷۴و ۲۷۵)

 

فرش سجاده ای, سجاده فرش, خرید فرش سجاده ای, فروش فرش سجاده ای, قیمت فرش سجاده ای, خرید سجاده فرش, فروش سجاده فرش, قیمت سجاده فرش

اطلاعات تماس

تلفن : 03154750320

        03154750321

تلفن همراه : مهدوی فر(مدیریت) 09131631223

                   بذرافشان (فروش)09103851223

فکس : 03154750321

ایمیل : taksetare.carpet@gmail.com

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مقالات، کوپن تخفیف و فروش های ویژه در خبرنامه ما عضو شوید آدرس ایمیل خود را وارد کنید.

ما را تایید می کنند

 

logo-samandehi

کلیه حقوق مادی و معنوی نزد فروشگاه فرش قالیکده محفوظ می باشد.

Don't have an account yet? Register Now!

Sign in to your account